موهایش سپید گشت؛کودکی ک دفترچه خاطراتم را خواند...

موهایش سپید گشت؛کودکی ک دفترچه خاطراتم را خواند...
.
.
.
.


.
.
.
.




.
.
.
.
.
.
.
.
.




.
.
.

.
.
.
.
چون با سر،کردمش تو گونی آرد
که بفهمه دفترچه خاطرات یه چیز شخصیه..کاملا شخصی!!!!
والاخخخخ
دیدگاه ها (۱۴)

فطر آمده خوردنی فراوان بخورید / پیتزا و کباب و مرغ بریان بخ...

بسمه تعالیاز: طرف اعضا ی ویسگونبه: ریاست محترم ویسگونموضوع: ...

یک ﻧﺼﯿﺤﺖ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ " ﻧﯿﻠﺠﺴﯿﮋﻭﮐﺴﺘﺎنی فیک"..............ﺩﮐﺘﺮ "ﻧﯿ...

بعد از کلی تحقیق و تفحص به این نتیجه رسیدم که نیمه گمشده من:...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

سلام بچه ها اینشون یه نویسنده بینظیر هستند تازه فقط یه پارت ...

پارت اولصبح بود با نور آفتاب از خواب بیدار شدیاز طبقه ها پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط