عالم ز برایت آفریدم، گله کردی!

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی!
از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی!
گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند.
صد ناز بکردی و خریدم، گله کردی!
جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور.
از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی!
گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم؛
بر بخشش بی منت من هم گله کردی...
خداوندا گنـاهان مارا ببخشـا و از عذابـت نجاتمـان ده وببخشـا که افرینشـت را دستکم گرفتیم وبه داده و ندادهایـت گله کردیـم وهمه مارا مورد عفـو وبخششت قرار ده واخرتـی پراز نورایمـان وعمل صالـح برایمـان رقم بـزن

الهــی آمیـن یا رب العالمــین
دیدگاه ها (۹)

چنان امشب غریبم ، دام ها را دانه می بینم مسافر خانه های شهر ...

چمدان دست تو و ترس به چشمان من استاین غم انگیزترین حالت غمگی...

نشسته ای و نگاه تو خیره بر ماه استهمیشه دلخوری ات با سکوت هم...

فریاد نمیکشم که خواهند گفت از استخوان درد است ,,,مویه نخواهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط