ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبه ای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنم


دوستت دارم..عمرم..عشق پاکم..امید زندگیم..سنگ صبورم..واااااااااااای بد دوستت دارم
ممنونم بابت دعاهات..بابت نگرانی هات..فدای چشمهای منتظرت بشم...
دیدگاه ها (۱)

امان از درد دوریت...هبیییعمرم..نفسم..

بامداد سرخوش ملکه وجودمانملکه جان و تن مان..شما که هر بامداد...

هر زمان که دلم برایت تنگ میشودساعتم را از مچم باز میکنمعقربه...

تو بگو...تمام ساعت ها جهان، خودشان را بکشندخورشید بیاید وروی...

ای آن که پیرم کرده ای

🕗 #وقت_سلام

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط