آمدی و عاشقم کردی و رفتی باز هم

آمدی و عاشقم کردی و رفتی باز هم
باز هم عاشق شدم عاشقتر از آغاز هم...
این قفس را باز کردی و خودت رفتی ولی
بی تو دیگر رفته است از خاطرم پرواز هم
از غزلهایم فقط نام تو را می خواستم
از تمام فالهای حافظ شیراز هم
تا قیامت بر غزلهایم حکومت می کنی
مسند عاشق کشی داری، مقام ناز هم
دور یا نزدیک...من تا زنده هستم عاشقم
عشق من پایان ندارد عشق من! آغاز هم
تا به جسم و قلب و روحم آدمی دیگر شوم
نسخه ی جادوست خطِّ چشم تو، اعجاز هم
یک نفر در می زند ای قلب عاشق! باز کیست؟
باز هم محبوب من! تنها تو هستی باز هم...
دیدگاه ها (۲۰)

اشک...در بغض نگاهم چه پریشان شده استدیگر از زمزمه ی عشق پشیم...

مست وُ آواره ی آن شهرِ غریبم که نشد ...

دلتنگی تنها یک بهانه است برای بودنتیعنی دردی که فریاد میزند ...

آمـاده کن امشب بـرايـم خانـه‌ ات رابـا نـامِ مـن بـالا بِبَـ...

هر شب در رویاهایم تو را می‌بینم و احساست می‌کنمو احساس می‌کن...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط