بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بند اوّل

مرغ دل پر می زند پیوسته سوی کربلا

گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا

پیش تر از آنکه مادر شیر نوشاند مرا

جام اشگ و خون گرفتم از سبوی کربلا

با وجود نهر جاریِ فرات و علقمه

خون ثارالله شد آب وضوی کربلا

اشگ چشم زینب و خون حسین بن علی

گشته تا صبح قیامت آبروی کربلا

گه کشد در قتلگه گاهی به سوی علقمه

گه برد هوش از سرم نام نکوی کربلا

کعبه و سعی و صفا و مروه ی من کربلاست

هر کجا باشم دلم باشد به سوی کربلا

در صف محشر که سر می آورم بیرون زخاک

می کند چشمم به هر سو جستجوی کربلا

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا»

«در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»
دیدگاه ها (۲)

ابوالحسن خرقانی می گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!...

ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻬﻠﻮﻝ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺑﻬﻠﻮﻝ ! ﻣﻦ ﺍﮔﺮﺍﻧﮕﻮﺭ ﺑﺨﻮﺭﻡ،...

ساعت صحن دلم ذکر حسین میگوید در و دیوار دلم ذکر...

ساعت صحن دلم ذکر حسین میگوید در و دیوار دلم ذکر...

یک اربعین دلتنگیم رفته به سوی کربلا، چون بر مشامم می‌رسد هر ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.4  (روایت از زبان ا.ت)---بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط