ری اکشن پسرای اسلیترین.
ری اکشن پسرای اسلیترین.
Pov:وقتی جلوشون از عمد لباس باز میپوشیم(درخواستی)
تام:چشاش برق میزنه و محکم میگیرت و میچسبونت به دیوار:هانی با صبر من بازی نکن میدونی که تموم بشه عواقب خوبی نداره
متیو،تئو:میخواستید برید بیرون که تو از عمد لباس باز پوشیدی و وقتی تورو دیدن گفتن:تو که میدونی بدم میاد سری برو عوضش کن.
ا/ت:برو بابا،اسکل
م/ت:دستت و میگیره و میگه چندبار بگم رو بدنت حساسم ها؟برو عوضش کن!
ا/ت هوفی میکشه و میره عوض میکنه(چیکار داری بچه رو🤓)
دراکو:میخواستید برید عمارت مالفوی مهمونی و به تو تاکید کرده لباس بلند بپوشی و وقتی تورو با این لباس دید گفت خیلی زیبا شدی لیدی.
ولی بنظرت جلوی خاندان مالفوی زیادی باز نیست کارامل؟
انزو/ریگیلوس:وقتی از حموم اومدی بیرون رفتی پیششون و کنارشون نشستی.
اوناهم همینطوری داشتن نگات میکردن و بیشتر دلشون میخواست بغلت کنن انقدر که توی اون لباس خوشگل شده بودی.
یه تیشرت از تیشرتای اونو پوشیده بودی که پاهات کامل باز بود و اونم تا تورو دید ذوق کرد.
اومد کنارت و دم گوشت گفت:همیشه لباسامو بپوش دارلینگ خیلی جذاب شدی.
....
end.
Pov:وقتی جلوشون از عمد لباس باز میپوشیم(درخواستی)
تام:چشاش برق میزنه و محکم میگیرت و میچسبونت به دیوار:هانی با صبر من بازی نکن میدونی که تموم بشه عواقب خوبی نداره
متیو،تئو:میخواستید برید بیرون که تو از عمد لباس باز پوشیدی و وقتی تورو دیدن گفتن:تو که میدونی بدم میاد سری برو عوضش کن.
ا/ت:برو بابا،اسکل
م/ت:دستت و میگیره و میگه چندبار بگم رو بدنت حساسم ها؟برو عوضش کن!
ا/ت هوفی میکشه و میره عوض میکنه(چیکار داری بچه رو🤓)
دراکو:میخواستید برید عمارت مالفوی مهمونی و به تو تاکید کرده لباس بلند بپوشی و وقتی تورو با این لباس دید گفت خیلی زیبا شدی لیدی.
ولی بنظرت جلوی خاندان مالفوی زیادی باز نیست کارامل؟
انزو/ریگیلوس:وقتی از حموم اومدی بیرون رفتی پیششون و کنارشون نشستی.
اوناهم همینطوری داشتن نگات میکردن و بیشتر دلشون میخواست بغلت کنن انقدر که توی اون لباس خوشگل شده بودی.
یه تیشرت از تیشرتای اونو پوشیده بودی که پاهات کامل باز بود و اونم تا تورو دید ذوق کرد.
اومد کنارت و دم گوشت گفت:همیشه لباسامو بپوش دارلینگ خیلی جذاب شدی.
....
end.
- ۴۳۵
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط