نفرین مکن مرا...دلِ من دشتِ کربلاست...

نفرین مکن مرا...دلِ من دشتِ کربلاست...


بیچاره آن بلا...که بیفتد به جان من!
دیدگاه ها (۱)

میگفت:غذا خوردن در رستوران هایی که در و پنجره اش شیشه ای است...

حال دلِ دل‌بریده را خوب کنید...چشم همه را به خویش مجذوب کنید...

کسی فرق میان خوب را با بد، نمی‌فهمد...کسی حال مرا آن‌گونه که...

فکر میکردم که بعد از درس ، خواهم شد پزشک...مدرکم را هر که دی...

میراث‌دارِ صبرِ علی و دردمندِ دشتِ کربلاست؛داغش بر دلِ بقیع ...

سراسیمه مرا رهاکردآن کسی که بارها به او گفته بودم از رها شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط