خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند:

خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد میزنند: ...آزادی...آزادی...آزادی...
و عابران خسته میپرسند: آزادی چند؟
و من عابری را دیدم که از راننده سوال میکرد آزادی کجاست؟

راننده گفت: رد کردی...آزادی قبل از ...... بود...
دیدگاه ها (۳)

رفتنش را دوست داشتموقت خداحافظیعمیق ترمرا بوسید....

بعد از مـرگـمقـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنیدمن و دلـــم...

برای دل بستن بایددلت رابه دلش گره بزنی!یکی زیر...یکی رو...ما...

گرم است بازارِ پوشاکِ زمستانی در شهر گویی؛قحطیِ آغوش امده اس...

ایران

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط