I loved be angel
I loved be angel
PART 15
اسلاید . فرمانده دوم جانگ یوجی
تهیونگ. وارد باند شدم و مثل همیشه همه تا کمر خم شده بودن....
ظاهر باند که آروم و منظم به نظر می رسید امیدوارم کار ها هم همین قدر خوب پیش رفته باشه ...
فرمانده پارک . سلام ارباب خوش آمدین.. ( تعظیم و دست تهیونگ رو بوسید
تهیونگ. سلام ... فرمانده بیا اتاقم و گزارش تمام اتفاقات رو بهم بده ...
فرمانده پارک . چشم قربان ... ( وارد اتاق شدن و تهیونگ پشت میزش نشست ...
تهیونگ . خب .... میشنم فرمانده..
فرمانده پارک. زمانی که شما نبودین از طرف باند چا مینهو به ما حمله شد اما خوشبختانه تونستیم مقابلشون به ایستیم و شکستشون بدیم ...
و طی این مدت که شما نبودید ۴ معامله دارو و ۳ معامله دریافت اسلحه انجام شد ...
تهیونگ. اممم...خوبه.....حدس میزدم با وجود شما هم چیز خوب پیش بره
فرمانده پارک. انجام وظیفه بود قربان ...
تهیونگ. یه مدت بود بازرس زیاد میومد شرکت اون رو چیکار کردین ؟
فرمانده پارک . اون بازرس رو کشتیم قربان چون خیلی اتفاقی وارد آزمایشگاه شد و دید داریم چه کاری انجام میدم و جنازه اش رو هم کنار رود خانه سئول انداختیم ...
و اینکه من برای رسیدگی بیشتر به باند به فرمانده جانگ یوجی گفتم امورات شرکت رو اداره کنه ...
تهیونگ. بازرس بیخودی بود .... حقش بود.. و فرمانده جانگ هم لایقه..افرین انتخاب خوبی کردی...
فرمانده پارک. ممنونم..... اما یه مشکلی داریم قربان
تهیونگ. چه مشکلی ؟
فرمانده پارک. پلیس های زیادی دنبال شما میکرد و به خاطر معامله های قبلی و همچنین قتل ها .... بیشتر از همه یه پلیس از اداره پلیس مرکزی به باند و شما گیر داده...
تهیونگ. اون یه نفر کیه؟
فرمانده پارک. اون به نفر سروان لیم سونگبین هست...
تهیونگ. اعطلاتی ازش داری ؟
فرمانده پارک. اون یه فرد عادی که تو محله ای به اسم جی اون زندگی میکنه و یه خواهر کوچک تر از خودش به اسم لیم ا/ت داره ....
تهیونگ. گفتی لیم ا/ت ؟
فرمانده پارک. بله .....لیم ا/ت
ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
PART 15
اسلاید . فرمانده دوم جانگ یوجی
تهیونگ. وارد باند شدم و مثل همیشه همه تا کمر خم شده بودن....
ظاهر باند که آروم و منظم به نظر می رسید امیدوارم کار ها هم همین قدر خوب پیش رفته باشه ...
فرمانده پارک . سلام ارباب خوش آمدین.. ( تعظیم و دست تهیونگ رو بوسید
تهیونگ. سلام ... فرمانده بیا اتاقم و گزارش تمام اتفاقات رو بهم بده ...
فرمانده پارک . چشم قربان ... ( وارد اتاق شدن و تهیونگ پشت میزش نشست ...
تهیونگ . خب .... میشنم فرمانده..
فرمانده پارک. زمانی که شما نبودین از طرف باند چا مینهو به ما حمله شد اما خوشبختانه تونستیم مقابلشون به ایستیم و شکستشون بدیم ...
و طی این مدت که شما نبودید ۴ معامله دارو و ۳ معامله دریافت اسلحه انجام شد ...
تهیونگ. اممم...خوبه.....حدس میزدم با وجود شما هم چیز خوب پیش بره
فرمانده پارک. انجام وظیفه بود قربان ...
تهیونگ. یه مدت بود بازرس زیاد میومد شرکت اون رو چیکار کردین ؟
فرمانده پارک . اون بازرس رو کشتیم قربان چون خیلی اتفاقی وارد آزمایشگاه شد و دید داریم چه کاری انجام میدم و جنازه اش رو هم کنار رود خانه سئول انداختیم ...
و اینکه من برای رسیدگی بیشتر به باند به فرمانده جانگ یوجی گفتم امورات شرکت رو اداره کنه ...
تهیونگ. بازرس بیخودی بود .... حقش بود.. و فرمانده جانگ هم لایقه..افرین انتخاب خوبی کردی...
فرمانده پارک. ممنونم..... اما یه مشکلی داریم قربان
تهیونگ. چه مشکلی ؟
فرمانده پارک. پلیس های زیادی دنبال شما میکرد و به خاطر معامله های قبلی و همچنین قتل ها .... بیشتر از همه یه پلیس از اداره پلیس مرکزی به باند و شما گیر داده...
تهیونگ. اون یه نفر کیه؟
فرمانده پارک. اون به نفر سروان لیم سونگبین هست...
تهیونگ. اعطلاتی ازش داری ؟
فرمانده پارک. اون یه فرد عادی که تو محله ای به اسم جی اون زندگی میکنه و یه خواهر کوچک تر از خودش به اسم لیم ا/ت داره ....
تهیونگ. گفتی لیم ا/ت ؟
فرمانده پارک. بله .....لیم ا/ت
ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
- ۱۷.۵k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط