تا تو چون مهتاب بر شب های تار و تیره میتابی
تا تو چون مهتاب بر شب های تار و تیره میتابی
نگویم
بی تو مهتاب شبی ... تا
تو هستی چون که باغ دلگشا و هست عطرت بِه ز گلهای جهان
من نگویم از شقایق ، نسترن یا یاس حتی یک کلام ....
تا آسمان چشم تو باشد
تا ثریا
پروازم آرزوست... یاد دارم گفت آن شهریار ِ خوش سخن :
گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه...! من بگویم چون تو باشی یا نباشی
در تب عشقت بسوزم همچو شمع
یا بمیرم در فراقت دم به دم... نازنین
من به قو مانم که بی تو اسیر برکه هاست ...
بی تو گوییا اسیر راهی بی عبور
بی تو همین بس که بدانی
میشوم زنده به گور...💓
نگویم
بی تو مهتاب شبی ... تا
تو هستی چون که باغ دلگشا و هست عطرت بِه ز گلهای جهان
من نگویم از شقایق ، نسترن یا یاس حتی یک کلام ....
تا آسمان چشم تو باشد
تا ثریا
پروازم آرزوست... یاد دارم گفت آن شهریار ِ خوش سخن :
گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه...! من بگویم چون تو باشی یا نباشی
در تب عشقت بسوزم همچو شمع
یا بمیرم در فراقت دم به دم... نازنین
من به قو مانم که بی تو اسیر برکه هاست ...
بی تو گوییا اسیر راهی بی عبور
بی تو همین بس که بدانی
میشوم زنده به گور...💓
- ۳۳۷
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط