سکوت پیست
سکوت پیست
Part:¹⁰
(ویو جونگ کوک)
با صدای نوتیف گوشیم به خودم اومدم
لوکا بود و شماره رو فرستاده بود
بدون درنگ با شماره تماس گرفتم و که بعد از چند بوق جواب داد
جنی:بله بفرمایید
_جئون جونگ کوکم
جنی:چییییی(داد)
جنی:سلام خیلی ببخشید جناب جئون بجا نیوردم
_ی پیشنهاد برای دوستت مری دارم(سرد)
جنی:ببخشید چه پیشنهادی؟
_اگع بخواد میتونه بیاد توی پیست شخصیم تا بطور خصوصی بهش رانندگی یاد بدم
جنی:چ .چیی باورم نمیشه ن. نه ی.یعنی م . م. ممنون به م. مری میگم
_ بسیار خب
جنی:خ. خدانگهدار(لکنت)
و تماسو قطع کردم
این دختره دیگه چش بود
نمیتوست درست حرف بزنه🫤
.......
(ویو ات)
با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم
جنی بود
+الو(خواب الود)
جنی:وایییی دختر باورمت نمیشه دیشب کی بهم زنگ زد
+عاا خب کی
جنی:جئون جونگ کوک
با چیزی که گفت چشام دو برابر شد
+چی میگی جنیی
یعنی چی جئون جونگ کوک بهت زنگ زده
دیوونه شدیی اون چرا باید به تو زنگ بزن
جنی:بهم ی پیشنهاد داد
+نگو که گفت باهاش دوست شی(خنده)
جنی:نه بابا من که از این شانسا ندارم
در اصل به تو ی پیشنهاد داد
+به من؟
پیشنهادش چی بود حالا؟
جنی:گفت اگه بخوای میتونی بری توی پیست شخصیش تا بهت رانندگی یاد بده
+چییییی
مگه میشههه
یعنی جئون جونگ کوک مربی شخصیم بشه
وای وای باورم نمیشه
جنی:منم اولش باورم نمیشد اما خب این پیشنهادو داده و قراره تو بری
+معلومه که میرم این بهترین فرصته که رانندگیم رو تقویت کنم و ی راننده معرکه مثل خودش بشم
اما پدرم چی اونو چکار کنم
اگه بفهمه من هنوزم پشت ماشین میشینم و مسابقه میدم بدبخت میشم جنی
جنی:اونش با من نگران نباش
خب من باید برم فعلا
+باشه خدافظ
Part:¹⁰
(ویو جونگ کوک)
با صدای نوتیف گوشیم به خودم اومدم
لوکا بود و شماره رو فرستاده بود
بدون درنگ با شماره تماس گرفتم و که بعد از چند بوق جواب داد
جنی:بله بفرمایید
_جئون جونگ کوکم
جنی:چییییی(داد)
جنی:سلام خیلی ببخشید جناب جئون بجا نیوردم
_ی پیشنهاد برای دوستت مری دارم(سرد)
جنی:ببخشید چه پیشنهادی؟
_اگع بخواد میتونه بیاد توی پیست شخصیم تا بطور خصوصی بهش رانندگی یاد بدم
جنی:چ .چیی باورم نمیشه ن. نه ی.یعنی م . م. ممنون به م. مری میگم
_ بسیار خب
جنی:خ. خدانگهدار(لکنت)
و تماسو قطع کردم
این دختره دیگه چش بود
نمیتوست درست حرف بزنه🫤
.......
(ویو ات)
با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم
جنی بود
+الو(خواب الود)
جنی:وایییی دختر باورمت نمیشه دیشب کی بهم زنگ زد
+عاا خب کی
جنی:جئون جونگ کوک
با چیزی که گفت چشام دو برابر شد
+چی میگی جنیی
یعنی چی جئون جونگ کوک بهت زنگ زده
دیوونه شدیی اون چرا باید به تو زنگ بزن
جنی:بهم ی پیشنهاد داد
+نگو که گفت باهاش دوست شی(خنده)
جنی:نه بابا من که از این شانسا ندارم
در اصل به تو ی پیشنهاد داد
+به من؟
پیشنهادش چی بود حالا؟
جنی:گفت اگه بخوای میتونی بری توی پیست شخصیش تا بهت رانندگی یاد بده
+چییییی
مگه میشههه
یعنی جئون جونگ کوک مربی شخصیم بشه
وای وای باورم نمیشه
جنی:منم اولش باورم نمیشد اما خب این پیشنهادو داده و قراره تو بری
+معلومه که میرم این بهترین فرصته که رانندگیم رو تقویت کنم و ی راننده معرکه مثل خودش بشم
اما پدرم چی اونو چکار کنم
اگه بفهمه من هنوزم پشت ماشین میشینم و مسابقه میدم بدبخت میشم جنی
جنی:اونش با من نگران نباش
خب من باید برم فعلا
+باشه خدافظ
- ۲۲۲
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط