تا حلا شده دلت بگیره از دست غصه دق کنه بمیره

تا حلا شده دلت بگیره از دست غصه دق کنه بمیره
تا حالا شده که محتاج بشی حتی خدا هم دستتو نگیره
تا حالا شده یه روز بی خبر عشقت بره بهونشو بگیری
بفهمی هرچی میگفت دروغ بود کم بیاری دلت بخواد بمیری
ای خدا زندگیم نقش بر آبه حال قلب عاشقم بدجور خرابه قَسمت میدم که جونمو بگیری زنده بودن واسه من عین عذابه
تو که از حال دلم با خبری چرا گریه هام نداره اثری به چه جرمی ای خدا بگو به من داری ابروی من رو میبری

تا حالا تنها یجا نشستی بی سر صدا توی خودت شکستی حس خجالت بشینه رو چهرت از این که حس کنی اضافی هستی تا حالا شده چیزی بیبینی دلت بخواد کور بشی و نبینی واسه پنهون کردن گریه هات زیر بارون بدون چتر بشینی

تمومش کن خدا دیگ بریدم به هرچی که نمیخواستم رسیدم تمومش کن تمومش کن خدایا دیگه بسته عذاب قبر کشیدم نه از عشق خیر دیدم نه ازدوست به کی خوش باشم به چی امیدوار؟
دارم زجه زنون به پات می افتم تو میبینی ولی انگار نه انگار
دیدگاه ها (۴)

لایک شاملو

.

کسی هست بیاد یکم با هم چت کنیم؟؟

35part بکهیون با نگرانی وارد اتاق شد پرید سمت لارا: «حالت خو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

پیمان نقره ای

فیک کوک پارت : ۹ خواستم از اتاق برم بیرون که یه صدایی باعث ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط