« عروسک من

« عروسک من
Part 13
ویوی محنا :
با سردرد خفیفی چشمام رو باز کردم بوی الکل و اینا میومد که فهمیدم بیمارستان تشریف دارم نمی خوام کسی از نقطه ی ضعفم استفاده کنه برای همین هم سریع پاشدم و دیدم یه پرستار اونجاست که داره یه سری وسیله رو مرتب می کنه صداش کردم
محنا : خانم پرستار من می تونم برم ؟
پرستار ؟ اگر حالتون خوبه بله می تونید کار های ترخیص رو انجام بدید و بعد هم مرخص بشید
محنا : ممنونم ازتون فقط همراهانم کجا هستند ؟
پرستار : اوه سه همراهتون ؟ توی اتاق انتظار هستند
محنا : ممنونم ازتون
پرستار : خواهش می کنم
( پرستار رفت )
پاشدم و رفتم لباسام رو عوض کردم و دیدم که ساعت ۴ صبح بود قطعا تا الان همه ی بچه ها خواب بودن رفتم توی همون اتاق انتظاری که پرستار گفت و دیدم که نه همشون بیدارن
محنا : هی شما ها مگه ربات هستید ؟ چرا نخوابیدید ؟
تهیونگ : یا خدا تو مگه بیهوش نبودی
نهال : خداوکیلی دارم به این پی می برم که جن هستی
جونگ کوک : ببین داداش گلم یکبار دیگه کافیه اینجوری بیای تا ما سکته رو کامل بزنیم
محنا : کافیه حالا جن که نیستم بلند شید برید خونه هاتون
نهال : جونگ کوک میای خونه ی من ؟
جونگ کوک : آره میام
محنا : اوکی فقط کار های خیلی قشنگ نکنید منظورم رو که می فهمید ؟
نهال : نترس سیسی جونم
تهیونگ : اوکی پس من هم میرم خونه ی خودم
محنا : خونه تون تا خونه ی من حدودا ۱ و ۲۵ دقیقه راه هست که اگر بخواهید از بیمارستان برید میشه ۲ ساعت ره پس امشب رو بیاید خونه ی من اتاق مهمان زیاد دارم
تهیونگ : نه نیازی نیست نمی خوام به زحمت بیفتی
محنا : نه چه زحمتی بلند شید بریم
جونگ کوک : اوکی مادمازل
تهیونگ‌: پس بریم دیگه
( پرش زمانی به وقتی که رسیدن)
محنا : خب این هم خونه ی من هست
تهیونگ : خونه ی خیلی قشنگی داری ولی احیانا خیلی بزرگ نیست ؟
محنا : کلا من از بچگی عشق و علاقه به خونه ی بزرگ بود و الان هم عشق و علاقه مثل بچگی‌ام هست
تهیونگ : پس خوبه حالا من کجا می خوابم؟
محنا : اولا که گشنتون نیست ؟ دوما که اتاق مهمان شماره ی ۳۳ ( بانو چقدر اتاق مهمان داری ؟ ) سوما که اگر رفتید در کمد لباس های راحتی مردونه هم هست لباسات رو عوض کن
تهیونگ : اوه مرسی ازت نه گشنم نیست پس من رفتم بخوابم
محنا : پس شبت بخیر
دیدگاه ها (۱)

« عروسک من »Part 14 ویوی کالیرا : تهیونگ رفت توی اتاق مهمان...

بانو فالو شه ؟ فیک خاش خداست 🌕✨@lavender_10

« عروسک من »Part 12 محنا : خیر جونگ کوک : خب برای چی ؟ 😂محنا...

« عروسک من »Part 11 ویوی محنا : ساعت ۹ شده بود و من میکاپم ...

« عروسک من »Part 6 ویوی نهال : لباس بلند جذب مشکی پوشیدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط