حوصله حوصله کن قناری بیقرار

حوصله، حوصله کن قناری بی‌قرار
تنها حیات حوصله دلیل رفتن من و شماست

بگذار دلم نهاده باشد گمان شبانه!
جهان را تاب رازی ناسروده در سر نیست
اما سفره این سینه را در باد، کسی گشوده نخواهد یافت

حوصله کن، حوصله... قناری بی‌قرار
چندان بر شاخه ترد انار و ستاره بنشینی و
رنگین کمان بی تکلم آسمان مرا نظاره کنی
که هیچ‌ات نشان از شنیدن این لکنت ساده نماند

(حالا هی بی قرارتر از همیشه
مگر که بی پر و بال در کنج خارا و خاطره بمیری
ورنه این کلون کهنه را رویای هیچ کلیدیش نخواهی دید!)

سر به سرم نگذار گمان شبانه!
بی‌قراری من همه از مرگ آن مرغ خانگی‌ست
که خاموش به دشنه بی بسمل عزا گردن نهاده است...

#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۳)

من در دوردست ترین جای جهان ایستاده‌ام : کنارِ تو... #احمد_شا...

ما بدین در نه پی حشمت وجاه آمده ایماز بد حادثه اینجا به پناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط