ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﺮﮒ  ....

ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﺮﮒ  ....
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪ ﺳﮓ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﮑﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ،
ﻟﮕﺪﻫﺎﯼ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩ  !!!!
دیدگاه ها (۵)

این قطب نما را هر جای دنیا ،  هر جور که میچرخانم فقط یک جهت ...

بچه که بودمتو برای منبادکنک بودیو بعدگل سرخی زیبادر گلدانِ خ...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خو...

چون طفل سرتقی که کشد مادرش به خاکدل خواسته تو را و برایم نمی...

ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ!ﻣﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

#حکایت_قدیمی ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﯿﻞ ﺯﺩﻥ ﮔﺬ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط