ما هر سه قربانی ایم قربانی لهوی که لعب نداشت ما سرگرمی بو
ما هر سه قربانی ایم قربانی لهوی که لعب نداشت ما سرگرمی بودیم ما ادم خنده بودیم بنده شکوه و حالا شِکوه و آهی ای بیش نیستیم. ما گول خوردیم من به تدریج ، یک لباس قرمز و بخاری و اجبار و بغل های شل، تو به احساسات بازی گرفته شده، به نیلوفر ها ، به مو های فر، به رژلب های دزدی به موبایل گران . و اما او. او از ما خسته تر است خسته از زندگی عیانی اش و مصنوعی جات ها، از بینی عملی مادرش از شاسی ای که بلند است در جاده چالوس گیر خواهد کرد. ما هر سه بازی خوردیم. من به گناه نکرده تو کارما پس دادی و او؟ او هم گناه نکرده.ما قوی بودیم، ما در جامدادی هایمان غلط گیر و پاکن نداشتیم و ترجیح بر آن بود که اشتباه هایمان خط بزنیم و به سراغ اشتباهات بعدی برویم تا اینکه کلا ان را از بین ببریم. ما عاقل بودیم فقط عقلی نبود که از آن استفاده کافی کنیم.
- ۱۳۶
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط