_ا راستی من الان باید برم خونه مهمون دارم

_ا راستی من الان باید برم خونه مهمون دارم
+میخوای برسونمت
_نه ممنون باید خودم برم دنبالش
+باشه..... بای
_بای
*فرودگاه*
لونا:ا.ت اااااااا با داد (علامت لونا&)
_لونا.... دلم واست تنگ شده بود
&چطوری دختر؟
_خوبم راستی هنوز تهیونگ کراشت هست!!؟
&آره..... راستی میبینم میکاپ آرتیست شون شدی
_آره..... میخوای یک بار ببینیش
&آره..... اوه بیا بریم دختر که خیلی خستم
_بیا بریم که من امشب پیشت نیستم
&کجایی شیطون
_دعوتم کردن شام
&اووووو
_بریم
*شب*
_خب تیپم چطوره؟
&عالی چه خبر دختر اینقدر قشنگ شدی؟
_دیگه.... وای دیر شد خداحافظ
&خدانگهدار
_ام خب اینجاست چرا اینقدر تاریکه!!!؟
_آه کمک کمک
(ناگهان دستمالی آمد روی صورتش و اونو برد داخل ا.ت بی هوش شده بود و بعد از چند دقیقه به هوش آمد که یکی وارد اتاق شد شد)
_شما کی هستید.؟
$ساکت شو دختر جون
دیدگاه ها (۱)

سناریو باجی پارت اخر

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

سناریو واکاسا پارت اخر

stolen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط