خب بسم الله الرحمن الرحیم

خب بسم الله الرحمن الرحیم
پارت جدید
اسمش یادم نمیاد 🤡🗿👋🏻
از زبون باکوگو
باورم نمیشه من رسیدم به اینجا به دنیای خودم چقدر اینجا تغییر کرده وای خدا
از زبون نویسنده
میریم سر اصل مطلب خب از اونجایی اونا یا مأمور ها اسمشون هر چی هست دنبال شون کردن ولی اجازه نداشتند وارد دنیای یانا رفتن مجوز گرفتن و رفتن دنبالشون
( من الان دارم آهنگ گوش میدم و گوشم پاره شده جوگیر هم شدم یه پایان خفن در انتظار ) ولی از شانس بدشون نتونستن ( گوشامممممممم ) پیدا شون کنند ولی از اونجایی که دکو تبدیل به یه نیمه خدا تبدیل شده بود تونستن رد دشون بگیرن و رفتن دنبالشون ( آها هیچی از این آهنگ روسی نمی‌فهمم فقط فاز میگیرم ) و دکو تو بغل باکوگو خوابش برده و اونها داشتن میرفتن که اونا ( لم بی بی آها ببخشید فاز گرفتم ) بی سر صدا یه تیر به پای دکو زدن و باکوگو فهمید و همون تیر باعث شد که قدرت نهایی دکو آزاد بشه و مأمور میدونستن اگر بیشتر بمونن تیکه بزرگشون گوششون و سریع فرار کردن و باکوگو با به منبع قدرت که تازه فوران شده تنها موند چطوری اینو آروم کنه تا اینکه دکو موتورش خاموش شد

پارت بعد قرار خیلی خفن باشه الان 🗿🚬
نویسنده جوگیر شده لایک کامنت برای این بکنید 🗿🚬🤡🎀

[ @khdayarymrym987 : نویسنده ]
دیدگاه ها (۵)

باکودکو باکوگو و میدوریا

پارت پنجم تو برام مهمی از زبون باکوگو گذشته کادو رو یواشکی ا...

پارت جدید (شاید قرار تا آخر عمر با یک دیوانه زندگی کنم) از ز...

ممنون از اینکه توجه کردی !!! 😁🎀✨️خب همون طوری که خودتون هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط