ماجرا از این قرار بود که بروک در یک چشم به هم زدن دید سگ

ماجرا از این قرار بود که بروک در یک چشم به هم زدن دید سگ محبوبش مثل ماهی در دستان خرس سیاه غوطه ور است و اگر نتواند سگش را نجات دهد برای همیشه همدم خود را از دست می دهد. به همین علت بروک با شجاعت به طرف خرس رفته و ضربه ای سنگین را به دماغ خرس وارد کرد.

بروک کولینز در گفتو گویی با روزنامه محلی جونائو گفت: حمله کردن به خرس نخستین چیزی بود که به ذهنم رسید و بهترین نقطه را برای ضربه زدن دماغ این خرس دانستم که شاید خرس به خود آمده و سگم "فوج" را رها کند. سپس خرس سیاه از مشتی که نوش جان کرد مثل بک حیوان اهلی و مظلوم سگم را رها کرد و به طرف کوهها رفته و از خانه بروک دور شد.

دامپزشک منطقه در این مورد می گوید: سگ بروک آسیب جزیی دیده و خطر جدی ای این سگ را تهدید نمی کند. بروک نیز در این مورد اظهار داشت: سگش بیشتر از اینکه آسیب جسمی دیده باشد، شوکه شده است.
دیدگاه ها (۱)

تصمیم گرفتم اول اینو تموم کنم بعد برم 😃🫪𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫...

📖 آکادمی آستریاپارت پنجم | «دختری که خواب‌ها را می‌دید»بعد ا...

قلب یخی

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۶: رقصِ خشم و غرورته هان و جونگ...

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

p14

🔻ناچارهای جنگ طلب✍️مسعود براتی🔹️درست زمانی که نیازمند «ابتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط