دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:* *او یقینا پی معشوق خ

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:* *او یقینا پی معشوق خودش می آید!* *پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:* *مطمأنا که پشیمان شده برمیگرد!* *عشق قربانی مظلوم غرور هست هنوز*
دیدگاه ها (۲)

ماه پنبه ای

بعضی عشق‌ها شبیه زنجیرند؛نه می‌خواهی رها شوی، نه می‌توانی از...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

دختر و پارتی

( last minute )

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

دلبستگیِ امن، فقط یک مفهوم روانشناسی نیست؛احساسیست که بدن آن...

مهر که می‌رسد،دوباره بوی مدرسه می‌آید…بوی دفترهای نو، مدادها...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط