#soulmate#

#soulmate#
پارت ۱

( ویو تهیونگ )

با الارمه گوشیم بیدار شودم دوباره یه روز مزخرفه دیگه با یونگی قرار داشتیم که صبح قبل دانشگاه بریم کافه همیشگی و قهوه بخوریم هوا تو این فصل سرد شوده بود رفتم سرویس کارای لازم رو کردم اومدم بیرون لبایس فرم پوشیدم یه هودی مشکی روش رفتم پایین ( علامت مامان تهیونگ م.ت )

م.ت : بیدار شودی بیا صبحونه بخور ته
× : مامان یا یونگی قرار دارم دیرم میشه
( یه نون تست برداشت و روش یکم مربای آلبالو مالید و یه گاز ازش زد )
× : مامان من رفتم بای
م.ت : ته دوباره از دانشگاه بهم زنگ نزنن بگن بچه هارو اذیت کردی به اون دوستت هم بگو
× : مامان من و یونگی هرکیرو اذیت کردیم دلیل داشته پس الکی حرف نزن ( عصبی به سمت در رفت و رفت بیرون و درو محکم بست )

( رفتم سمت کافه وارد که شودم جمعیت کمی بودن ولی یونگی دور از همه ته کافه نشسته بود رفتم نشستم پیشش تو خودش بود بازومو زدم به بازوش تا متوجه حضورم بشه )

× : چطوری خوابالو
- : ته شوخی بسه
× :چته
- : یه حسی بهم میگه امروز قراره افتضاح پیش بره
× : ما هرکیرو که بخواد روز مونو خراب کنه خرابش میکنیم ( نیشخند )
- : ته بسه میگم من از امروز حس خوبی ندارم
× : خوب حالت باچی خوب میشه .. نکنه دختر مخوای شیطون ( نیشخند )
- : ته من از دخترا خوشم نمیاد
× : خوب پسر چی
- : پسر هه ته پسرای دانشگاه سلیقه من نیستن خودت بهتر میدونی
× : باشه بابا بد سلیقه
- : توعم که مثل خودمی بد سلیقه
گارسون : بفرمایید قهوه
× : چقدر میشه ( کیف پولشو در آورد )
- : بزار جیبت حساب کردم
× : بابا دس خوش
- : مگه اولین بارمه که انقدر خوشحالی
- : بخور بریم
× : اوکی

(ویو ۵ دقیقه بعد )

یونگی روبه گارسون : ممنون اینم انعامت
گارسون : خواهش میکنم شما مشتری سابت هستین من قبول نمیکنم
- : بگیر تعارف نکن
گارسون : نه آقای مین بزارین جیبتون
× : بابا ولش کن دیگه نمیخواد
- : باشه بابا صبور

(ویو داخل دانشگاه )
(ته)

مثل همیشه تو راهرو که قدم برمیداشتیم همه کنار میرفتن به در کلاس که رسیدیم اکیپ BF رو دیدیم بی محل رد شودیم نشستم کنار پنجره ردیف آخر یونگی هم بغلم نشست . همه اومده بودن دیگه استاد باید میومد استاد که وارد شود


به زودی پارت بعد رو هم میزارم 😇
دیدگاه ها (۰)

#soulmate#پارت ۲( ویو ته )استاد که وارد شود کنارش دوتا پسر و...

عزیزانم اگه از رمان نوشتم خوشتون نمیاد بهم بگید اگه بد مینوی...

#soulmate#ژانر : خشونت ، احساسی ، عاشقانه نقش اصلی : جونگ‌ک...

خوب راستش میخوام رمان بنویسم که میشه اولین رمانم ممنون میشم ...

عشق زیر نور ماه | قسمت ۱

عشق زیر نور ماه | قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط