•🖤🔦•

•🖤🔦•
ــ ــ
رگهایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت .
وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت: بیارش داخل اتاق عمل...
دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابجا کنم ، مجروح به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و به سختی گفت :
ـ من دارم میروم تا تو چادرت را در نیاوری؛ ما برای این چادر داریم می رویم ،
چادرم در مشتش بود که شهید شد :) !'

#شهیدانه
#حجاب
دیدگاه ها (۰)

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

#عفت_زینبی0120

رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این...

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ ما برای این چادر داریم ...

✨هوای خانه چه دلگیر است✨ تو نیستی و دل از زمانه سیر است تو ح...

چادر من ...بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد...

بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد بود...رگ ه...

حجـابــخـاطـره یـک پرستـاردکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاو...

رگ هایش پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.... وقتی دکتر او ر...

بیمارستان از مجروحین پر شده بود...حال یکی خیلی بد بود...رگ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط