باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را
باز میخواهم شب شیدائی و مهتاب را
با پیـاله تا سحر، گل بوسههای ناب را
گوشـهٔیِ تنهائی و فکر و خیالِ رویِ تو
محوِ گیسویت کنم مژگانِ فکرِ خواب را
گاه در پـروین ببینم ناز چشمانِ تو را
یا بیاندازم به مه این دیدهٔ بی تاب را
آنقـدر در حسرت دوریِ تـو نجـوا کنم
تا بگیـرد سیل اشکم جـایِ نهرِ آب را
کاش یک شب عشق را مهمانِ پنهان میشدی
تا بفهمی معنیِ اشکِ شب و سیلاب را
با پیـاله تا سحر، گل بوسههای ناب را
گوشـهٔیِ تنهائی و فکر و خیالِ رویِ تو
محوِ گیسویت کنم مژگانِ فکرِ خواب را
گاه در پـروین ببینم ناز چشمانِ تو را
یا بیاندازم به مه این دیدهٔ بی تاب را
آنقـدر در حسرت دوریِ تـو نجـوا کنم
تا بگیـرد سیل اشکم جـایِ نهرِ آب را
کاش یک شب عشق را مهمانِ پنهان میشدی
تا بفهمی معنیِ اشکِ شب و سیلاب را
- ۴۰۷
- ۱۵ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط