پیرزنی فرتوت سر و گوش جنبان و دل و سینه لرزان به پیش بوحل
پیرزنی فرتوت سر و گوش جنبان و دل و سینه لرزان به پیش بوحلیم در آمد که یا شیخ مرا سخنی گوی که هم دنیایم بسازد و هم آخرتم آباد.
شیخ چون هیچ در او نیافت بفرمود: مادر! صبیّه را بفرما بیشتر قدر جوانیش را بداند.
شیخ چون هیچ در او نیافت بفرمود: مادر! صبیّه را بفرما بیشتر قدر جوانیش را بداند.
- ۱۴۵
- ۲۷ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط