Part

Part15
دوستای تهیونگگگگگگ(فکر کردین خوده تهیونگه)
زنگ تفریح خورد و من همینطوری همونجا مونده بودم نمیتونستم کاری کنم و قطعا الان میومدن سرم ۵ دقیقه ذشت که دیدم اومدن

تهیونگ ویو
سره کلاس بودم که ۱۵ دقیقه بعد ایکیپمون اومد زنگ تفریح خورد اومدن پیشم

مینهو:داداش بیا ببین چیکار کردیم
ته:چی کردین
سوهو:خودت بیا ببین

دستمو کشیدن و بردن داشتیم میرفتیم دوستای اتو دیدم ولی خوده ات نبود یعنی میومده بردنم پشت مدرسه دختری دیدم که نشسته و به دیوار تکیه داده. همه چای بدنش خونه و لباس نداره رفتیم جلو تر با چیزی که دیدم خشکم زد ای ای این ا ا ا ات بود یع یع یعنی وایییییییییییییییی


تهیونگ:چی چی چی.......
مین سوک:ببین تا اون باشه این کارا رو نکنه خودت میتونی بهش تجاوز کنی.

اصلا هیچی به مغزم نمی‌رسید نمیتونستم درک کنم که این اته خون به مغزم نرسید یقه ی مین سوکو گرفتم

تهیونگ:این چه کاری بود کردییییییین مگه ما تا حالا به کسی تجاوز کردیم چرا بدون اینکه هیچ زری بزنین اینکارو کردین گمشینننننن فقط از جلو چشمام برین تا به همین روزگار در نیاوردمتون(عربده و به شدت عصبی_

همشون رفتن نمیتونم باور کنم این همون اته خودمه رفتم جلو و بغلش کردم و سرشون چسبوندم به سینم

تهیونگ:اتتتت ترو خدا یک چیزی بگووووووو (داد)
ات:اممم ته ته تهیونگ ازت متنفرم (و بیهوش شد)
ته:نه نه من الان چیکار کنم (داد)

سیوشزتمو در آوردم و دورش پیچیدم و از مدرسه خارج شدم پس پس کیلیدام وقت ندارم دویدیم تا خونه رفتم تو اتاق و رفتم تو حموم و اتو گزاشتم تو وان و اجازه دادم اشکام بیان ابو باز کردم و صورت خونی اتو شستم

ته:ات جونم تروخدا منو ببخش تروخدا بلند شو قول میدم بیشتر از اینا مراقبت باشم من اصلا برادر خوبی نیستم ولی بهت قول میدم قوللللل (گریه و داد)

نبضشو چک کردم میزد شستمش(لباس zیر داره) و آوردمش بیرون همینطور که بغلم بود و از موهاش آب می‌چکید خیش خالی بود حوله پهن کردم و گزاشتمش روش و پیچیدم دورش و با یک حوله دیگه آبه موهاشو گرفتم و رفتم چراغو روشن کردم
دیدگاه ها (۰)

Part16و نشستم کنارش و حوله یرو مالیدم به بدنش و حوله رو در آ...

Part17دیدم یک دختر روی صندلی نشسته و انقدر مسته که سرش براش ...

Part14ات ویواصلا نمیدونم ته کجاست ولش رفتم بیرون تو راه بودم...

Part13پرش زمانی به زنگ تفریح...................................

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

part 29مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط