دلم می خواهد هِی تو را صدا کنم
دلم می خواهد هِی تو را صدا کنم
تا که خسته شوی وُ
بگویی: کوفت
وَ من از لبخند گوشه ی لبت
پرواز کنم به باغ
پرواز کنم به اوج
راه به راه بگویمَ خوبی ؟
هِی بگویی: بَدَک نیستم خوبم
وَ من کِیف کنم
بروم تمام یاس های سپید باغچه ام را، بیاورم
لای احساس پف کرده ی چشم هایم
و تو با خنده ای مستانه بگویی: فقط همین؟
وَ من باغ را ببندم به آب
ببندم به ناز
تا برای تو هزار تا غنچه ی تازه بزاید
خیالت را غرق بوسه های مریم و رازقی کنم
دلم می خواهد هِی برایِ تو بمیرم وُ
تو بگویی بی وفا بی من؟
بغض امانم ندهد
بگویم تو که برای مُردن نیامدی
بی بهانه بگویمت : دوستت دارم
تا که خسته شوی وُ
بگویی: کوفت
وَ من از لبخند گوشه ی لبت
پرواز کنم به باغ
پرواز کنم به اوج
راه به راه بگویمَ خوبی ؟
هِی بگویی: بَدَک نیستم خوبم
وَ من کِیف کنم
بروم تمام یاس های سپید باغچه ام را، بیاورم
لای احساس پف کرده ی چشم هایم
و تو با خنده ای مستانه بگویی: فقط همین؟
وَ من باغ را ببندم به آب
ببندم به ناز
تا برای تو هزار تا غنچه ی تازه بزاید
خیالت را غرق بوسه های مریم و رازقی کنم
دلم می خواهد هِی برایِ تو بمیرم وُ
تو بگویی بی وفا بی من؟
بغض امانم ندهد
بگویم تو که برای مُردن نیامدی
بی بهانه بگویمت : دوستت دارم
- ۲.۸k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط