واسه رد شدن از سیم خاردارها،نیاز به یه نفر داشتن تا روی س

واسه رد شدن از سیم خاردارها،نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه،
و بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود......قرعه انداختند.
افتاد بنام یه جوون.
همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد.
گفت:چیکار دارید!بنامش افتاده دیگه!
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند.
بازم افتاد بنام همون جوون .
جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار.
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون.
همه رفتن الا پیرمرد.
گفتند:بیا!
گفت:نه!شما برید!
من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره!
دیدگاه ها (۱۰)

دیوانه هایی که فکر کردند میتوانند من روانی را رام کنند💀

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۳هوا تاریک شده بود و این ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط