چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

،part 1

ماشین رو کنار خیابون نگه داشت..

-بفرما عزیزم، اینم کارت، برو دوتا آب بگیر، خیلی تشنمه..

+باشه عزیزم..

لبخندی زد و کار رو از جونگکوک گرفت..

از ماشین پیاده شد و به اون طرف خیابون حرکت کرد تا به سوپر مارکت اون طرف خیابون بره..

ولی لحظه ای حواسش نبود و یه ماشین با نور و سرعت به سمت اومد..

صدای فریاد جونگکوک و کشیده شدن لاستیک های ماشین طرف مقابل در اثر ترمز کردن همه خیابون رو پر کرد..

دود لِنت ماشین در اومد..

جونگکوک با عصبانیت از ماشین پیاده شد..
ات سر جاش خشکش زده بود

خیلی محکم مچ دست دختر رو گرفت و به‌سمت ماشین برد..

ات رو داخل ماشین انداخت

-تو نمیفهمی؟ کاری نباید ببینی ماشین داره میاد؟(داد زد)

-ک..کوک..

- خفه شو.. اگر ماشین بهت میزد میخواستی چیکار کنی؟

-کوک ببخشید..

جونگکوک عصبی تر شد و بلند تر داد رد

-خفه شو

ات ترسید و اشک داخل چشماش حلقه زد..

چیزی نگفت و سرشو انداخت پایین

جونگکوک با عصبانیت ماشین رو روشن کرد و به سمت خونه رفت..
دیدگاه ها (۵)

چندشاتی جونگکوکpart 2یهو ات دستشو روی قلبش گذاشت..-ای.. کوک....

چندشاتی جونگکوکpart 1طبق هر روز.. داشتم‌سفارش هارو آماده میک...

چندشاتی شوگاpart 7+انتظار داری ببخشمت نه؟-لطفا.. ات..+دهنتو ...

چندشاتی شوگاpart 6-ات لطفا.. آروم باش+آروم‌باشم؟ همچین انتظا...

#برادر ناتنی من

وکیل اقای جئون

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط