عهد خونین و گل رز
عهد خونین و گل رز
part: 5
سکوت سنگینی بر فضا حاکم شد
تهیونگ به آرامی از جایش بلند شد و به سمت ا.ت آمد
دستش را روی گونه ا.ت گذاشت
_ ا.ت... تو... تو قلب یخزده منو آب کردی
_ من هم تو رو دوست دارم،
ا.ت او با صدایی که حالا دیگر سرد نبود، اعتراف کرد
_ بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
و برای اولین بار، لبهای تهیونگ به آرامی بر لبان ا.ت بوسه زد
بوسهای که نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق و اشتیاق بود.................
part: 5
سکوت سنگینی بر فضا حاکم شد
تهیونگ به آرامی از جایش بلند شد و به سمت ا.ت آمد
دستش را روی گونه ا.ت گذاشت
_ ا.ت... تو... تو قلب یخزده منو آب کردی
_ من هم تو رو دوست دارم،
ا.ت او با صدایی که حالا دیگر سرد نبود، اعتراف کرد
_ بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
و برای اولین بار، لبهای تهیونگ به آرامی بر لبان ا.ت بوسه زد
بوسهای که نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق و اشتیاق بود.................
- ۱۴۱
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط