بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد بیست نه🍷🗡


نفس عمیقی کشیدم
نمیدونستم چی بگم

از یه طرف حق میدادم

حق میدادم که اینطور دیوونه بشه و از یه طرف ازش خجالت می‌کشیدم

نمی‌خواستم همه‌چیزمو از دست بدم
+امشب نه باش؟

دندوناش و رو هم فشار داد
_باشه؛ امشب فقط بغلت میکنم

سرمو تکون دادم

که از جاش بلند شد

پیراهنش و در آورد

همونجور که می‌رفت سمت حموم غرید
+خدا لعنتت کنه دختر که مجبور میکنی آدم بره حموم

حموم و به خاطر من داشت می‌رفت ؟
یه حس قدرت داشتم

حس اینکه میتونم بگیرم توی دستم

هر موقع که بخوام
لبخندی زدم

قیافه و هیکل خوبی داشت

یهو یه کی‌تو دلم گفت
+به تو چه؟

لب گزیدم
نه ، نباید عاشق میشدم
نباید
عاشق شدن درد داره ، من دیگه طاقت درد نداشتم
دیدگاه ها (۴)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد سی🍷🗡بغلم کرد سرمو گذاشتم روبازوشجز اول ...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد سی یک🍷🗡ریز خندیدم نفس عمیقی کشید یکم دی...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست هشت🍷🗡این دفعه من بودم که باز می‌خن...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست هفت🍷🗡سریع خودم و انداختم تو حموم ب...

دنیای دیگر

Part 13

Novel panleo ♡ #part⁵⁷ ♡『 paniz 』دستاش بیش از حد پیشروی میکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط