خسته شدم از “تو” نوشتن ، کمی از خودم می نویسم

خسته شدم از “تو” نوشتن ، کمی از خودم می نویسم
“من” دوستت دارم !
دیدگاه ها (۳)

وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی تو نفس می کشی و من از ...

تو چنان زیبا شده ای میان شعرهایمکه گمان نکنم خودت هم بدانیای...

من غریبه دیروزم.اشنای امروز و فراموش شده ی فردا پس در اشنایی...

زندگی همینه :انتظار یه آغوش بی منت …یه بوسه بی عادت …یه دوست...

۱۰۰تایی

فقط برای نوشتن تو دفترم زیادی خسته بودم:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط