لحظه هایم را بر چشمهایت میسپارم

لحظه هایم را بر چشمهایت میسپارم
که چه آرام و ساده
مینشیند بر دلم
خاطره میشود،اوج میگیرد
و گاه یک شعر که دل را قرار میدهد به دیدارت...
کاش شتاب نکند این لحظه ی دیدار
و بایستد و ابدیتی سبز پیدا کند
کاش چشمهایت،رفتن را فراموش کند
و ماندگار شود
آنقدر بماند تا زمان مفهومی نداشته باشد
آنقدر که ساعت زمان گیج شود از این همه بودن
میخواهم شتاب لحظه هارا خاموش کنم
میخواهم آنقدر بمانی
تا لحظه هایم حضورت را ابدیت بخشند
و آن وقت حساب سال و ماه را فراموش کنیم
و زندگی را با لحظات دلمان سپری کنیم...
چشمهایت که باشند
فارغ از این شمارش ثانیه ها
دل می سپاریم به باران و لحظه هایش
من عجیب دلبسته ام
به حضور لحظات بارانی نگاهت
میخواهم گم شوم در لحظه های ناب با تو بودن
آنچنان که هیچ وقت پیدا نشوم...
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ وَ الْاَئِمَ...

وصیت نامه شهید سجاد زبرجدی:سلام علیکم و رحمه الله#خداوند منا...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

✨ در آستانه ظهور | قسمت اول ❌روایت تکان‌دهنده پیامبر اکرم (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط