رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان
میزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر بمان

روز شد ساعت، و ساعت شد دقیقه، مهربان
شد دقایق‌ثانیه، اینجابهشت‌است بی‌گمان

حلقه زد دستان پر مهرت، به دور گردنم
من در آغوشت، محیا، بهر حتی مردنم

این همه شادی، به لطف عشق تو آمد پدید
پاکتر از عشق ما، عالم به خود هرگز ندید

من تنفس میکنم عشق تو را هر صبح و شام
درکنارت شادمانم، ای نگار خوش خرام

عشق تو آتش فکنده بر دل اندوه و غم
دوستت دارم شده ورد زبانم، دم به دم

بهر عشق پاکمان، دایم خدا را شاکرم
با دعایی نامه ام را من به پایان میبرم

بارالها عشق را در سینه ها پاینده کن
مردمان را با محبت راهی آینده کن
دیدگاه ها (۱)

سرد است هوای دل و دلدار ندارم با یار چه کردم که دگر تاب ندار...

عشق یعنی خود نبینی ، از منیت بگذریاز همه دلبستگی با قاطعیت ب...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

رقص تند عقربه در ساعت پیر زمانمیزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر ...

حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ گ...

حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ گ...

داستان دارک شده که!!🫠🤦‍♀️....« https://wisgoon.com/seven_ang...

یه گون اؤزوم دِدُم،بو آدم‌لارا هَمه‌سینه دل وِرمه.کیم‌سه‌یه ...

#ویسگون #دختر_بچه #پدر #زیبایی

#نینی #ویسگون #زیبایی

#تکست_ناب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط