جوانی پیش پیری رفت

جوانی پیش پیری رفت
گفت: روزی ندارم
گره افتاده به کارم
پیرمرد گفت:
دست پدر مادرت را ببوس
گفت:چرخ روزگار
به کامم نیست برکت از
خانه ام رفته است
گفت :
دست پدر و مادرت را ببوس

@shamdounii 🍀
دیدگاه ها (۲)

❣جوانی رفت پیش پیریگفت: روزی ندارمگره افتاده بکارمپیر مرد گف...

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

برادر ناتنی

Twenty four

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

((((پارت شش)))))

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط