حاجی به شراب خیلی علاقه مند بود و در مجالسِ مهمانی بی ریا

حاجی به شراب خیلی علاقه مند بود و در مجالسِ مهمانی بی ریا مینوشید ،‌ قُمار هم میزد یعنی پاسور و تخته نرد ، آن هم وقتی که اطمینان داشت که از حریف خواهد بُرد ، ماه رمضان هم به بهانهٔ کسالت روزه را میخورد اما جلویِ مردم تسبیح می اَنداخت و اِستغفار می فرستاد و در مناقب روزه سخنرانی میکرد .
هر وقت که خواب بود یا با زن‌هایش کشمکش داشت و احیاناً کسی به دیدنش می آمد نوکرش عادت کرده بود که بگوید :
« آقا سرِ نمازه » یا « آقا به مسجد رفته»
حاجی معتقد بود که زندگی یعنی : تقلب ، دروغ ، تزویر ، پشتِ هم اندازی و کلاه برداری ، زیرا جامعهٔ او رویِ این اصول درست شده بود و هرکس بهتر میتوانست کلاه بگذارد و سنبل کاری بکند ، بهتر گلیمِ خود را از آب بیرون می کشید ، از این رو کار‌چاق‌کنی ، پشتِ هم اندازی ، جاسوسی‌، چاپلوسی و عوام فریبی جزوِ غریزهٔ او شده بود
.
او می گفت تویِ دنیا دوطبقه مردم هستند : بچاپ و چاپیده ، اگر نمی خواهی جزوِ چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی!
.
| صادق هدایت - کتاب حاجی آقا |
دیدگاه ها (۳)

روزی گذشت پورشه ای از گذر گهیفریاد و آه ناله ز هر کوی و بام ...

در سرزمینی کهارادتمندی جای تخصصچرب زبانی جای جنم افرادظاهر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط