شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی

شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن
دیدگاه ها (۵)

پارت چهارم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکومعلم: خب ب...

شاهزاده دوست داشتنی من

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

رمان : قلب در تاریکی

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

قسمت ۸(بخش یک)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط