کاش می‌شد آدمی، گاهی

کاش می‌شد آدمی، گاهی
فقط گاهی
به اندازه نیاز بمیرد
بعد بلند شود
آهسته آهسته خاک‌هایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد به زندگی
دلش نخواست، بخوابد تا ابد...
#خسرو_شکیبایی
دیدگاه ها (۱)

‏عشق قابل پیش بینی نیستگاهی دلت را آدمی با خود می برد کهاصلا...

چه کسی دیده تمنّای پلنگ از آهو...؟! چقَدَر اشکبریزم که بفهمی...

حال من را بپرسزمان ڪه بگذرددلت براے همین چهارحرفیڪه زندگے ام...

همه ی ما فقط دو نوع شب در زندگی مان داریم؛ شبی که می‌خواهیم ...

گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر چیزی برای خواستن ندارد…فقط آ...

تو رو اونجوری می‌خوامکه صبح، نورِ خودشو از پنجره؛بی‌هیاهو، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط