منی که می‌بینی اینجا نشستم

منی که می‌بینی اینجا نشستم
همه چیزم رو فروختم، نگاهم رو، به سنگ فرشِ
زمین فروختم تا چشم‌هام به هر کس و ناکسی
نیفته! صدام رو به‌سکوت فروختم تا مبادا
با کس دیگه‌ای هم صدا بشم، خورشیدم رو به
سایه سردی فروختم تا دلم گرم بشه اما دلم...
دلم گرون بود، خیلی گرون اما اون رو هم
ارزون فروختم به‌تو می‌گن چیزای ارزون خیلی
زود بی‌ارزش میشن، نه؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

شاهکاری به نام دروغ

HATE TO LOVE¹(ویو:رز)نور پرانرژی صبح از میان پرده های حریر آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط