🌱🍒میچرخم و حیرانم من ،

🌱🍒میچرخم و حیرانم من ،
چون دانه ے
برفے در باد
گنگ وتهے ام چون حس ته مانده ے
حرفے دریاد

باظاهرے
بیجان وسرد،یخ بسته ام از بے نامی
من بمب
سڪوتم اما،
از مردم جاهل فریاد🍒🌱

الهام_رازقی
دیدگاه ها (۲)

‌🍒🌱مبل ها را چیدم پرده ها را کنار پنجره قاب ها را به دیوار آ...

بدون شرح...

🌱🍒گل به گل، سنگ به سنگ این دشتیادگاران تو اندرفته ای اینک و ...

#عکس_نوشته

ناگهان جونگکوک احساس کرد خون در رگ‌هایش یخ بست. نقطه‌ی سبز ر...

گاهی گمان می‌کنی تمام شده‌ای؛ مثل هیزمی نیم‌سوخته در اجاقِ ک...

هم اتاقی قدمی - پارت - ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط