(قسمت دوم )

(قسمت دوم )
زنی با تار تنهایی ، لباس تور میبافد / زنی در کنج تاریکی ، نماز نور میخواند
زنی خو کرده با زنجیر ، زنی مأنوس با زندان / تمام سهم او اینست ، نگاه سرد زندانبان
زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر / ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر
زنی با فقر میسازد ، زنی با اشک میخوابد / زنی با حسرت و حیرت ، گناهش را نمیداند
زنی واریس پایش را ، زنی درد نهانش را / ز مردم میکند مخفی که یکباره نگویندش
چه بدبختی ... چه بدبختی ..

((سیمین بهبهانی ، روحش شاد و یادش گرامی ))
دیدگاه ها (۴)

زنی با تار تنهاییلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز ن...

زنی با تار تنهاییلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز ن...

زنی خو کرده با زنجیرزنی مانوس با زندانتمام سهم او اینستنگاه ...

زنی را میشناسم من.که شوق بال پر دارد.ولی از بس که پر شور است...

این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان سرزمینم:زنی را میشناسم من ک...

زنی با تار تنهاییلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز ن...

زنی با تار تنهایلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز نو...

در آستانه فرا رسیدن روز زن این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان ...

به یاد زنده یاد سیمین بهبهانیزنی را می شناسم منکه شوق بال و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط