دیوانه است او

دیوانه است او

که هربار حرف می‌زند

دیوار به سمتِ دیگرش نگاه می کند

دیوانه است او

که همچنان به کندنِ شب ادامه می‌ دهد

و خُرده‌های تاریکی را

زیرِتخت پنهان می‌کند

دیوانه است او

که گفته بود می‌رود

امّا رفت

و گفته بود می‌ماند

امّا ماند

و گفته بود میخندد

امّا خندید

دیوانه است او

که رفتن و ماندن و خندیدن را بی‌خیال شده

به کندنِ معنیِ «امّا»  فکر میکند

دیوانه باید باشد

که با طناب

او را به سپیده‌دم بسته‌اند

دیوانه است او

که دیروز تیربارانش کرده‌اند و  هنوز به فرار فکر می‌کند
دیدگاه ها (۱۱)

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط