Part ...

Part:69. #ریاست_عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.


ویو جونگکوک

ات رو بردم خونش و به ته زنگ زدم بره پیشش نگرانش بودم ولی نمی تونستم کنارش باشم
از ته شنیده بودم پدرش داره خیانت می کنه و می خواد ارث شو بالا بکشه

سوار ماشین شدم و سمت عمارت خودم رفتم

بادیگارد ها درو برام باز کردن ،کای یکم اونور تر وایستاده بود
پیشم اومد و باهم سمت عمارت رفتیم

_ کاری که گفتم و انجام دادی

& بله قربان

_ تنهاییم مجبور نیستی این جوری حرف بزنی

& ارع انجام دادم ، تو باند کیم جاسوس گذاشتم
چند نفر رو هم گذاشتم تعقیبش کنن و از کارش سر درارن

_ خوبه

& لازمه چند نفر رو هم بزارم مراقب خانوم باشن

کلارا+ خانوم!؟؟
مگه جز من قرارع خانوم دیگه ای هم باشه

&ببخشید...

سرمو سمتش چرخوندم و با لحن سرد
_این جا چیکار می کنی

+ معلوم نیست اومدم خونه شوهرم

_شوهرت
یادم نمی یاد کسی ترو گرفته باشه

به بادیگارد اشاره کردم ببرنش

وقتی مطمئن شدم رفته
_ کای چند تا محافظ برا ات بزار بیرون ساختمونش
نزار جلب توجه کنن و داخل ساختمون برن

&چشم قربان
دیدگاه ها (۰)

Part:70. #ریاست_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌....

#سناریو وقتی مست میان خونهنامجون :«ات عزیزیم کجایییشوگا :«بی...

Part :68. #ریاست_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌...

Part:67. #ریاست_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧...

پدر خوانده عاشق پارت ۱0.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط