۵
۵
ظهر شد بلند شدم کیدونستم اونا عادت به خواب ندارن چون خیلی باهاشون رفتو امد داریم اومدم برم که یهو داداش مزاحمم جلوم سبز شد......
داداش هلی: کجا به این عجله تو او لباس کوتاه چی؟
هلی: اهههه داداش لباسه دیگه گیر نده
پسش زدم و اومدم برم که یهو شونم رو کشید
هلی: هوییی چتهههه
داداش: گفتممم دارییی کجا میریی
هلی: اهههه دارم میرم سر بزم به مونا بخداکه حالش بدههه
داداش: واس خودم میرسونمت
هلی: اوگی فقط عجله
هلی....
اهم اهم خب منو رسوند منم تا که رسیدم دیدم مونا نشته پتو هم روشی هرچی ام گش امداختم هوپی رو ندیدم اههههه کجا رفته همینطور تو فکر بودم که........
مونا: دنبال چیزی میگردی
هلی: ها!!! امم نهنه راستی مونا خوبی بهتری چت شد............
مونا: هیچی والا صبحـ.......
هوپی: سلام! عه سلام خانم هلی خوش اومدین ببخشید مشتری اومده بود هی ام نمیرفت اخرم چه تاپ خرید😁
هلی: ایی بابا مشتری های مزاحم😁😅
مونا: اهم اهم بسه دیگه
هلی: عه خب راستی داشتی میگفتی مونا.......
مونا: اها خب صبح که از خواب بلاند شدم...........
هلی....
خب دیگه بهد ظهر شده بود منم دیگه بلند شدم رفتم درو باز کنم که برم بیرون از خومه ی مونا اینا که دم در یکی دستمو گرفت......
هلی: عه ببخشید چیزی جا گذاشتم؟
هوپی: نه..... خب.... این شماره ی منه فردا ساعت ۵ بریم کافه*****
هلی: خب...... باشه..... خیلی خب
هلی......
از خونشون زدم بیرون کلییی ذوق کردممم عاشقققق شدممم واییی نهههه دختر نه نه نه نه نه نه نه نه عشقق الکیهه اما... اون نه اون خیلییی خوبههههه
پارت بعد رو بزام پارت بعد خیلییی جنگ جالییی لایک ها به ۱٠
کامنت به ۲
حالا نزدیک به شرایط ها ام شد میزارم
لطفا حمایت کنید😔🥲
ظهر شد بلند شدم کیدونستم اونا عادت به خواب ندارن چون خیلی باهاشون رفتو امد داریم اومدم برم که یهو داداش مزاحمم جلوم سبز شد......
داداش هلی: کجا به این عجله تو او لباس کوتاه چی؟
هلی: اهههه داداش لباسه دیگه گیر نده
پسش زدم و اومدم برم که یهو شونم رو کشید
هلی: هوییی چتهههه
داداش: گفتممم دارییی کجا میریی
هلی: اهههه دارم میرم سر بزم به مونا بخداکه حالش بدههه
داداش: واس خودم میرسونمت
هلی: اوگی فقط عجله
هلی....
اهم اهم خب منو رسوند منم تا که رسیدم دیدم مونا نشته پتو هم روشی هرچی ام گش امداختم هوپی رو ندیدم اههههه کجا رفته همینطور تو فکر بودم که........
مونا: دنبال چیزی میگردی
هلی: ها!!! امم نهنه راستی مونا خوبی بهتری چت شد............
مونا: هیچی والا صبحـ.......
هوپی: سلام! عه سلام خانم هلی خوش اومدین ببخشید مشتری اومده بود هی ام نمیرفت اخرم چه تاپ خرید😁
هلی: ایی بابا مشتری های مزاحم😁😅
مونا: اهم اهم بسه دیگه
هلی: عه خب راستی داشتی میگفتی مونا.......
مونا: اها خب صبح که از خواب بلاند شدم...........
هلی....
خب دیگه بهد ظهر شده بود منم دیگه بلند شدم رفتم درو باز کنم که برم بیرون از خومه ی مونا اینا که دم در یکی دستمو گرفت......
هلی: عه ببخشید چیزی جا گذاشتم؟
هوپی: نه..... خب.... این شماره ی منه فردا ساعت ۵ بریم کافه*****
هلی: خب...... باشه..... خیلی خب
هلی......
از خونشون زدم بیرون کلییی ذوق کردممم عاشقققق شدممم واییی نهههه دختر نه نه نه نه نه نه نه نه عشقق الکیهه اما... اون نه اون خیلییی خوبههههه
پارت بعد رو بزام پارت بعد خیلییی جنگ جالییی لایک ها به ۱٠
کامنت به ۲
حالا نزدیک به شرایط ها ام شد میزارم
لطفا حمایت کنید😔🥲
- ۳۵۹
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط