کاش هرگز،آن چشمان زیبای همچون شب تورا نمی دیدم...
کاش هرگز،آن چشمان زیبای همچون شب تورا نمی دیدم...
کاش باآن نگاه دلربایت،احساس عشق خفته در وجود مرا بیدار نمی کردی...
تومیدانی باقلب ویرانه من چه کرده ای؟
چه خیال پوچی!
توکه ازدل بیچاره من خبر نداشتی...
تونمی دانی که چه آشوبی دردل بی قرار من به پاکرده ای!
ای بی انصاف ، این حق من از زندگی نبود...
دلم می خواست فقط برای توبنویسم...
ولی این ذهن درمانده من، خالی از هرکلمه ای است که نمایانگر احساس من، به تو باشد...
توباقلب وذهن من کاری کردی که هیچ کس بامن نکرده بود، ای بی رحم دوست داشتنی من!
ای جانم!درعین بی رحمی، رحمی به دل آشفته وعاشق من بکن...
کاش باآن نگاه دلربایت،احساس عشق خفته در وجود مرا بیدار نمی کردی...
تومیدانی باقلب ویرانه من چه کرده ای؟
چه خیال پوچی!
توکه ازدل بیچاره من خبر نداشتی...
تونمی دانی که چه آشوبی دردل بی قرار من به پاکرده ای!
ای بی انصاف ، این حق من از زندگی نبود...
دلم می خواست فقط برای توبنویسم...
ولی این ذهن درمانده من، خالی از هرکلمه ای است که نمایانگر احساس من، به تو باشد...
توباقلب وذهن من کاری کردی که هیچ کس بامن نکرده بود، ای بی رحم دوست داشتنی من!
ای جانم!درعین بی رحمی، رحمی به دل آشفته وعاشق من بکن...
- ۹۰۲
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط