مدت ها بود دلم اسیر تاریکی بود روزها برایم معنی نداشت تا

مدت ها بود دلم اسیر تاریکی بود روزها برایم معنی نداشت تا اینکه با امدنت در دلم افتاب طلوع کرد
وتمام تاریکی ها پاک شدند و دیگر حتی ثانیه ها هم برایم معنی دارد.
تولدت مباررررک پدیده جونم
لبت همیشه خندون
دیدگاه ها (۳۱)

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁰قلبم محکم به سینه می‌کوبید.+منظورت چی...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

╭─────── ࣪˖ ִֶָ🌙🥀 ִֶָ˖ ࣪ ───────╮سلام قشنگای من... 🙂✨امروز ا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دوازدهم: سقوط در اقیانوسِ تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط