با صدای صبح چشمانت را باز کردی
با صدای صبح چشمانت را باز کردی
هیچ وقت نمیتوانی مانند صبح معصوم باشی
یک روز جدید، اتفاقی جدید شاید عاشقانه
نگاهی میکنی به خانواده که مانند پتویی تو را گرم میکند حتی وقتی قلبها و دستان سرد می خواهند حرارت تو را بگیرند
امروز کشف کن، اکتشافی مهمتر از تلفن را
استعدادی عجیب را که فقط خودت داری و فقط خدا میداند که تو چقدر بی نظیری و مقدس .
صبح که از خواب پا شدی ، عاری از هر گناهی حتی پاک تر از دختر و پسری که هنوز به دبستان می رود.
امروز هنوز نه دروغ گفته ای، نه دل شکسته ای. امروز عاشقانه ترین حرفت را بزن. خودت را لوس کن برای ثانیه ها ، نازت را می خرد همان که هر روز اجازه می دهد بیدار شوی....
هیچ وقت نمیتوانی مانند صبح معصوم باشی
یک روز جدید، اتفاقی جدید شاید عاشقانه
نگاهی میکنی به خانواده که مانند پتویی تو را گرم میکند حتی وقتی قلبها و دستان سرد می خواهند حرارت تو را بگیرند
امروز کشف کن، اکتشافی مهمتر از تلفن را
استعدادی عجیب را که فقط خودت داری و فقط خدا میداند که تو چقدر بی نظیری و مقدس .
صبح که از خواب پا شدی ، عاری از هر گناهی حتی پاک تر از دختر و پسری که هنوز به دبستان می رود.
امروز هنوز نه دروغ گفته ای، نه دل شکسته ای. امروز عاشقانه ترین حرفت را بزن. خودت را لوس کن برای ثانیه ها ، نازت را می خرد همان که هر روز اجازه می دهد بیدار شوی....
- ۵۲۰
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط