نام رمان تبسم نگاهت

نام رمان: تبسم نگاهت
نویسنده: M.shahpasandi/ مریم شاه پسندی(کاربر انجمن)
پارت گذاری: روزانه
هدف از نوشتن رمان:درس عبرت گرفتن از اعتماد نابه جا.
ژانر:عاشقانه_ اجتماعی _درام
خلاصه رمان:
زندگی ما انسان ها، زنجیره وار بهم وصل است. هر چقدر خودت را سوای دیگران بدانی؛ باز روزی ادمی میاید و با کارهایش، زندگی تورا هم بهم میریزد.اما داستان ما از این قرار است: دختری که اینبار ، زندگی اش به خاطر کار های پدرش بهم میریزد. دختری ارام، که حال باید برای حفظ ابروی خود و پدرش، به شهر دیگری برود و پرستار زنی تنها بشود؛ اما همیشه زندگی بد نیست، گاهی شیرین میشود انقدر کـ…
بخشی از رمان:
صدای دریا و سکوتی که همه جا را فرا گرفته بود. ماه کامل بود و همه چیزبرای ارام کردن این ذهن خسته من مهیا بود.
از خلوت بودن ساحل استفاده کردم و روی شن ها دراز کشیدم. چند دقیقه ای نگذشته بود که صدای پا امد. خودم را جمع و جور کردم و در جایم نشستم و به سمت صدا برگشتم. دختری به سمت دریا می آمد. سرش پایین بود. معلوم بود من را ندیده است. چند قدم کنار تر ایستاد. بعد از چند دقیقه متوجه لرزیدن شانه هایش شدم. گریه می کرد؛ گریه ای بی صدا و ارام!
متوجه حضورم شد. نشست و بی توجه به من، دوباره گریه کرد. شغلم، انسانیتم حکم می کرد تا که حرفی بزنم. کنارش نشستم و گفتم:خانم خوبید؟
نگاهی به من انداخت و گفت:نه.
نه محکمی بود!!
گفتم: میتونم کمکتون کنم؟
دختر:میشه تنهام بذارید!؟
نمی دانم چرا حسی مانع از رفتنم می شد. پس ادامه دادم :توی زندگیم گوش شنوا نداشتم. شدم گوش شنوای مردم؛ روانشناسی خوندم. داستان زندگی ادمای زیادی رو شنیدم. میتونی بهم اعتماد کنی؛ دلنوازم، دلنواز رفیعی.
دختر:از اعتماد کردن خیری ندیدم.
دلنواز:ولی حرف نزدن ادم هارو داغون میکنه. بامن نه؛ ولی اگر کسی رو مورد اعتماد داری، بااون حرف بزن. ارومت میکنه. انگار حرفم برایش خوشایند نبود که اشک در چشمانش نشست و و ارام زمزمه کرد: من هیچکس رو ندارم.
سکوت کرد. دهانش را باز کرد و دوباره بست. گویی تردید داشت. ادامه داد :قول میدی اعتمادم رو نشکنی؟ قول میدی پشیمون نشم؟!
لبخندی زدم و چشمانم را به نشانه تایید بستم. مکثی کرد وبا بغض گفت:دلم برای بابام تنگ شده .
دلنواز:فوت کردن؟
ارام زمزمه کرد: امشب سالگردش بود.
خدابیامرزه ای گفتم و به چشمان پف کرده اش، نگاه کردم..


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a8%d8%b3%d9%85-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
#جذاب #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

نام رمان: سرنوشت از سر، نوشتنویسنده: ف.انصاری (کاربر انجمن)ژ...

نام رمان: تلخ یا شیریننویسنده: ماندانا عبداللهیژانر : عاشقان...

نام رمان: عاشقم بموننویسنده: فاطمه صفریژانر : عاشقانهتعداد ص...

نام رمان: عشق تو پس کوچه های تعصبنویسنده: شهلا خودی زادهژان...

ستاره دنباله دار پارت:۸

پارت هدیه😘❤#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۰از زبان جونگ کوک لبا...

خوب یه توضیح درمورد رمان اسم رمان: سرنوشت تعداد پارت: معلوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط