دلم می‌خواست

دلم می‌خواست
بین شب‌ها و روزهات
بین دست‌ها و نفس‌هات
بین بوس‌ها و لب‌هات
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا
کدام طرف می‌چرخد
چرا می‌چرخد
نارنجی! 
دلم می‌خواست
بین خنده‌ها و موهات
اسم تو را صدا کنم
و وقتی گفتی جانم
جانم را
از نبودنت نجات دهم
با یک نگاه...
دیدگاه ها (۲)

تو را حوالی امروز خواهم بوسیدبی ترسبی دلهرهدر میان ازدحام ع...

از روزی که رفته ایهمه چیز به شکل تو در آمده !همه چیز دارد تو...

روزهای رفته ی سال را ورق میزنم....چه خاطراتی که زنده نمیشود....

#دلنوشتهبرای توهروقت به یادم میای،بی‌اختیار گوشه‌ی لب‌هام با...

برده عمارت جئون

---### موقعیت: فرودگاه لس‌آنجلس – سالن ورودی مسافران بین‌الم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط