گفت : فراموشم کن!🙃

گفت : فراموشم کن!🙃

من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم🚶

زبانم بند آمد که بگویم🙂

قدم نزدم👇

ولی در تمامِ کوچه های این شهر🌃

به تو فکر کردم💔
دیدگاه ها (۱)

من عابر تنهای ‌کوچه پس کوچه های دلتنگی امدر پی نشانی از تو ت...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p20نینا از اتوبوس پیاده شد.هوا رو به تاری...

🖤 پارت ۴۱ | «قدرت واقعی»تصویر خواهر لانا هنوز روی مانیتور بو...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

پارت هشتم باد توی خیابون های سئول به رقص دراومده بود.من فقط ...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط