آدمها را نمی توان شناخت

آدمها را نمی توان شناخت ...
مگر در زمان های حساس !
مثلا وقتی که با خودت می گویی اگر فلان کار را بکند یعنی دوستم دارد یعنی مهم هستم ...
اما برخلاف انتظارت عمل می کند !
و تو چقدر فرو می ریزی در خودت ....
یاد حرف هایش می افتی ...
یاد " دروغ هایش " !
و هی با خودت کلنجار می روی که بهانه بیاوری ... بهانه ی محکمی که دلت را قانع کند ...
" نمی شود "
تَه تَه دلت می دانی
" نمی شود "
تصمیم می گیری بگذری و بگذاری اش کنار !
اما دلت همیشه منتظر است که درست شود.
" نمی شود "
آدمها عوض نمی شوند ...!
مهلت دادن چیز خوبی نیست فقط بد بودن شان را پُر رنگ تر می کند !
لایق بودن اجباری نیست بعضی ها ندارند !
وای از بعضی ها ....
دیدگاه ها (۷)

رﻭﯼ ﺩﯾــﻮﺍﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻨـــﻮﯾﺴﯿﺪ: خـــﺪﺍ ﻫﺴـــﺖ .... ﻧﻪ ...

سنتور بزن با ساز دل ،آتش بزن بر راز دلوانگه همین پیمانه را، ...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

دوستان اسم پسرونه میخوام که خیلی شیک باشه یا اول اسمش با حرف...

می دونین یکی از دلایل اصلی که به Trump می گن این حرفارو بزن ...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط